اگر ......

اگر داغ، رسم شقایق نبود

اگر دفتر خاطرات زمان، پر از ردپای دقایق نبود

اگر ذهن آیینه خالی نبود

اگر عبور عابران بی خیالی نبود

اگر گوش سنگین این روزگار، فقط یک نفس می توانست

         هوای آرزوی دلم را به خاطر سپارد

اگر آسمان میتوانست شبی، چشم های زلال تو را جای باران

          ببارد

اگر ردپای نگاه تو را، باد و باران، از این کوچه ها آب و جارو

         نمی کرد

اگر ساعت آسمان، دور باطل نمی زد.اگر حرف های دلم بی اگر

         بود

اگر فرصت چشم من بیشتر بود ....

تو را می توانستم ای دور،از دور، یک بار ببینم ....

/ 5 نظر / 32 بازدید
علی شادان

[گل]

علیرضا

سلام خوبی چرا دیگه بهم سر نمیزنی ؟؟

فرهود

فکر کنم بدون این نوشته ها بمیریم و دعایی پشت سرمان نباشد گاهی دورتر از خودم زندگی می کنم دورتر از اتفاقی که به دوست داشتنت می رسد دوست عزیز دعوتید به خواندنم [گل]